عاشق از عشق خراب است خرابش نکنیم
عشقش از جنس گدازه است مذابش نکنیم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
88/07/20ساعت 11:28  توسط علی
|
فکر می کردم که غم را می شود از دل زدود
عشق را در قالبی غیر از غزل هم جا نمود
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
88/07/14ساعت 16:6  توسط علی
|
دلم میخاد که محو سیاهی چشات شم
دوباره روم بخندی فدای خنده هات شم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
88/07/08ساعت 11:35  توسط علی
|
ای دل چه بیقراری ارام جان نداری
آرام جان نداری از دست بیقراری
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
88/05/27ساعت 11:14  توسط علی
|
گله دارم ز تو ای دختر کردستانی
که چرا چشم مرا این همه می گریانی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
88/05/13ساعت 12:10  توسط علی
|
گاهگاهی زود زود
میشوم دلتنگ تو
روی ماهت میکشم بر حوض دل
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
88/05/12ساعت 11:9  توسط علی
|
عشق امد جان ودل سوزاند و عاشق کرد و رفت چشم دل را راهی دشت شقایق کرد و رفت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
88/05/12ساعت 9:22  توسط علی
|
اشک ها شوق تماشای تو دارند بیا
ناله ها خواهش غوغای تو دارند بیا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
88/04/07ساعت 14:57  توسط علی
|